تبليغاتX
سالهای بلند من بی تو
می خواستم

یه عالمه قاصدک برات هدیه بیارم

لعنتی !

اولین قاصدکی که دیدم

سراغ تو را گرفت............

پی نوشت:  http://shahre-kadoha.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 23:56 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


ای عابر

از کنار تنها خط کشی ذهنم عبور می کنی

و پایین چهار راه احساس

پشت اولین چراغ قرمز

کفش هایت را جا می گذاری

من؟

خالی و سبک

تمام چراغ های وجودم را زرد می کنم

تو؟

می آیی ؟ فکر نمی کنم................

 

برام دعا کنید چیزی نمونده تموم بشم

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 16:31 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


دوستش داشتم خیلی زیاد بازی روونش و صدای گرمش رو همه رو خیلی دوست داشتم اگه همه برای یه سوپر استار پشت سینما صف می کشن من هر فیلمی که بازی کرده بود رو میدیدم هامون و روزگار اوجش مال سن سینما رفتن من نبود اما خانه سبز رو خوب یادمه که اونقدر کوچیک بودم که شبا باید زود میخوابیدم اما چهارشنبه ها اونقدر گریه می کردم تا بزارن خانه سبز رو ببینم با اون صدای گرمش که می گفت (( سبز و همیشه سبز )) از دیروز شک عجیبی بهم وارد شده اونقدر که یادم نمیاد آخرین فیلم مسعود کیمیایی که بازی کرده بود و اون دکتر نیمه عاقل اسمش چی بود که خیلی طبیعی گوشی رو گرفت و گفت (( الو طلا ..........)) نمی دونم چی باید بگم فقط خیلی دوستش داشتم خیلی................ یادش همیشه سبز................
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 15:49 توسط ستاره(شاپرک قصه ها)


تکلیف خیس خاطره هامان چه می شود؟

              تکلیف خیس خاطره هامان چه خوب چه بد

با یاد عاشقانه ترین اضطراب ها

               بگذار خط نخورده بمانند تا ابد

رفتی اسیر طعنه و تیغم بدون تو

                برگرد تا رهام کنی (( یار یا مدد))

این روح شاعرانه ی گرم مرا می گیرد

                 تا شعرهام یخ نزنند مثل یک جسد

حتما گلیم بخت مرا تیره بافتند

                مثل دلت که هیچ محلی نمی دهد

چون صادقانه نزد نگاه تو آمدم

               بیهوده بود ـ تجربه کور نا بلد ـ

تقدیر گفته بود به دریا نمی رسم

                بیهوده بود آن همه رویای جزر و مد

کسی که آه پشت سرش شعله شعله هست

                هرگز به آرزوی دل خود نمی رسد

حالا که شادمانه ترین صبح ما گذشت

                کاری نمی کنم شب اندوه گل کند

مجموع زخم های دلم منتشر کنید

                شاید مرا دوباره به خاطر بیاورد

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 13:20 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


ساعت بی قراری

دقیقه های انتظار

دو چشم خیره

و سلام ....

.

.

نه !!!!!!!!!!  تو دیگر نمی آیی

 

اکه دوست داشتید یه سرم اینجا به همشهری من بزنید وب جالبی داره: http://tabebaran.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 15:7 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


من به دور دستها می نگرم

به مرگ تدریجی خورشید

به غربت پرچین های باغ

و زمزمه رودخانه هایی که تنهایی ماهی ها را

در خود نهفته است

به جاده ای که در اندوه رفتن مچاله می شود

به تصور گیج مرداب

به اندوه بی رنگ پروانه

و انتظار فرسوده آسیاب های بادی

من احساس پرندگان مهاجر را می فهمم

می دانم کوچ سرآغاز تجربه های طولانی است

من دست های سرد زمستان را لمس کرده ام

و می دانم

عمر آدم برفی

خیلی کوتاه است...

من اشتیاق مرطوب خاک را

در تصور آبی باران دیده ام

هنوز درک فانوس ها از سیاهی شب مسموم است

و تاریکی ـ از فهمیدن سوسوهای بی قرار عاجز مانده

من راز شبها را می دانم

و تخیل سربی رنگ زنجره ها را

برای ماه معنی می کنم ...

وقتی نمانده است

و رفتن در تشویشی گنگ یخ زده است

من سالهاست

که در افکار سرد مرگ پوسیده ام

 

پی نوشت :http://shahre-kadoha.blogfa.com

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 13:38 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


شهر کدوها هم به روز شد http://shahre-kadoha.blogfa.com/ اول پست پایین رو بخونید بعد برید اونجا
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 15:21 توسط ستاره(شاپرک قصه ها)


آویخته مانده ام

از این یگانه بند فراموشی دلت

دستی به یاری شبنم عاشقم

بیار

من

سالهاست

کنج دلت خاک می خورم

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 0:10 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


سلام اینم ادامه بازی یادتون نره شمام بازی رو ادامه بدید:

عکس های آتشین: کاملا جدی اما مهربون همه چیزش به جا و به موقع است

رفاقت(محسن و رسول): دوتا دوست که سرشون تو کار خودشونه

جک: این آقا پدرام خیلی بچه باحالیه تو وبش از خنده غش می کنید

عشق خدایی و عشق زمینی: هم شیطنت داره هم آرامش خیلی جالبه

یه دنیا (ستاره جون): یه دختر آروم و مهربون که کاری به کار کسی نداره

من عاشق رمانم (سارا جون): از اسم وبش معلومه به نظرم خیلیم خیال پردازی می کنه

راز دل پسر تنها (آقا اشکان): الکی خودشا اذیت می کنه دنیا قشنگ تر از اونیه که می بینه

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:23 توسط ستاره(شاپرک قصه ها)


سلام برای یکی از دوستای خوبمون مشکلی پیش اومده براش دعا کنید مشکلش حل بشه اینم آدرس وبش هست نوشته که چی شده http://www.ashghasteghlal.blogfa.com/
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 15:14 توسط ستاره(شاپرک قصه ها)


نمی دانم کجایی

اما

به یاد آن

عصر بارانی

همیشه

زنده خواهم ماند

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 14:54 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


سلام مریم جون دوست خوبم زحمت کشیده و یه پست برای من گذاشته که یه سری ماجراهای این دورم توشه حتما برید وبش و ببینید البته اول پست پایین خودم رو بخونید بعد برید

اینم آدرسش:  http://rezasilent.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 0:56 توسط ستاره(شاپرک قصه ها)


با هم قدم میزدیم

به یک رودخانه رسیدیم

من پل شدم

تو به آن سو رفتی

 

http://shahre-kadoha.blogfa.com/ اینجام آپ شد دوست داشتید سر بزنید

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 14:57 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |


سلام امروز تولد خواهر دوست خوبمون اشک هستش از اینجا تولدش رو تبریک میگم و امیدوارم به همه آرزوهای قشنگش برسه اینم وبلاگ خودش به خودشم اگه خواستید تبریک بگید : http://www.shaxvan.blogfa.com/
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:26 توسط ستاره(شاپرک قصه ها) |